قدیمیترین سندی که در باب مزار نسیمی به دست ما رسیده است، سیاحتنامهٔ اولیا چلبی است. او در فصل توصیف شهر حلب از «تکیهٔ شیخ نسیمی» سخن میراند و میگوید: «مردم روایت کنند که نسیمی پس از کنده شدن پوست از تنش به این مکان آمد و قرآن تلاوت کرد و غیبش زد!»[۱۷] مزار نسیمی اکنون در شهر حلب سوریه در محلهٔ فرفراه در مقابل حمام سلطان[۱۸] است. در سالهای اخیر آن را بازسازی کردهاند. نگارندهٔ این سطور در سفر زیارتی خود به سوریه در سال ۱۳۸۸ به زیارت آن نائل آمدم. در چهار گوشهٔ دیوارهای مزار، آیات قرآن حک شده است و دو بیت زیر که گویا سالها پیش به سنگ نقر شده است: یوزولدون، دؤنمهدین مردانهلیکدن، الهی بؤیلهدیر، حب صمیمی. کثافتدن چیخیب اولدون بحقه، گلستان الهینین نسیمی.
خانوادهای که خود را از احفاد نسیمی میدانند در جوار مزار منزل دارند و مراقب و مجاور آن به شمار میروند
دیوان نسیمی حاوی قالبهای متنوع شعری از قبیل غزل، قصیده، رباعی اکثراً به زبان ترکی آذربایجانیاست. به علت تأثیری که طریقت حروفی به دیگر عقاید عرفانی داشته، بسیاری از شعرهای بکتاشی وعلوی به نسیمی نسبت داده شدهاست. نسیمی یک دیوان به زبان ترکی آذربایجانی،[۱۹][۲۰] دیوانی بهزبان فارسی[۲][۲۱] و اشعاری به زبان عربی[۲۲] نیز داشتهاست. عمادالدین نسیمی یکی از بزرگترین شاعران عرفانی زبانهای ترکیتبار از اواخر قرن ۱۴ میلادی تا اوایل قرن ۱۵ میلادی به شمار میرود.[۲۲]و یکی از برجستهترین استادان دیوان در تاریخ ادبی ترکی محسوب میشود.[۲۲]
سازمان بینالملی یونسکو به خاطر کوششهای وی در اشعار انسانی و صلح جهانی در سال ۱۹۷۳ این سال را سال نسیمی اعلام کرد.[۲۳]
نمونهای شعر:
منده سیغار ایکی جهان من بو جهانه سیغمازام | ||
گوهر لامکان منم کون و مکانه سیغمازام |
هر چند دو جهان در وجود من گنجیده، من در این دنیا جای نمگیرم
من گوهر لامکان هستم که به کائنات و مکانها نمیگنجم
بیت بالا نمونه بارزی از سبک عرفانی نسیمی و عقاید حروفیهاست. در این بیت شاعر به دنیای مادی و متقابل آن یعنی جهان معنوی اشاره میکند و اینکه انسان حاصل از اتحاد این دو جهان است. بنابر این انسان از لحاظ روحانی از همان عنصر روحانی پروردگار خویش مایه دارد. لغت لامکان در اصطلاح عرفاً معنی خدای را دارد. بنا به اعتقادات نسیمی هرچند انسان قادر به درک پروردگار نیست ولی بایستی در شناخت او کوشش نماید. او شناخت نسبی را از طریق خودشناسی ممکن میداند.
در سال ۱۴۱۷ میلادی و در شهر شام بر سر پایبندی به عقایدش زنده زنده پوست بدنش کنده شده و سپس بدن مبارک این شاعر و فیلسوف آذربایجان تکهتکه شده تا درس عبرتی برای شاگردان و همفکرانش شود.
زاهدین بیر بارماغین کسسن دونر حق دن کئچر | ||
گور بو میسکین عاشیقی سربا سویورلار آغلاماز |
اگر انگشت یک زاهد بریده شود، توبه کرده و از حق میگذرد - اما این عاشق مسکین را ببین که پوستش از سر تا به پا کنده شده ولی دم نمیزند. این بیت اشاره به این موضوع دارد که وقتی نسیمی را میخواستند در ملأ عام بکشند یک روحانی به مردم گفت که نسیمی چنان نجس است که اگر یک قطره از خون او به بدن کسی بچکد باید آن قسمت از بدن را ببرند. از قضا مقداری از خون نسیمی به انگشت او خورد. اما زاهد به لکنت افتاد و حرف خود را پس گرفت. آقای عمادالدین نسیمی یک کتاب بنام (رباعیلر) دارد کی یکه نمونه یی ازان این جا برای تان عرض میدارم من کنج لامکانم اندر مکان نګنجم / برتر زجسم وجانم درجسم وجان نګنجم / وهم خیال انسان رو سوی من ندارد // دروهم ازان نیایم در وهم ازان نګنجم== نویسنده فقیر رازمحمد ساقیارزابلی کوه سرخی
نویسنده⇍⇍⇍علی آقازاده
ما را در سایت ائل سوزوی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44